تبليغاتX
آموزش ,مخابرات,ارتباطات,ICTو...

آموزش ,مخابرات,ارتباطات,ICTو...

جوک اس ام اس لطیفه اخبار کامپیوتر عکس

رادار چيست؟

چکيده :تصویر

رادار يك سيستم الكترومغناطيسي است كه براي تشخيص و تعيين موقعيت هدف بكار مي رود . با رادار مي توان درون محيطي را كه براي چشم ،غير قابل نفوذ است ديد مانند تاريكي ،باران،مه.برف،غبار و غيره . اما مهمترين مزيت رادار توانايي آن درتعيين فاصله يا حدود هدف مي باشد .كاربرد رادارها در اهداف زميني ، هوايي،دريايي، فضايي و هواشناسي مي باشد.

امواج رادار چيزي است كه در تمام اطراف ما وجود دارد، اگر چه ديده نمي‏شود. اما مركز كنترل ترافيك فرودگاهها براي رديابي هواپيماها چه آنها كه بر روي باند فرودگاه قرار دارند و چه آنها كه در حال پرواز هستند، از رادار استفاده مي‏كنند. در برخي از كشورها پليس از رادار براي شناسايي خودروهاي با سرعت غير مجاز استفاده مي‏‏كند. ناسا از رادار براي شناسايي موقعيت كرة زمين و ديگر سيارات استفاده مي‏كند، همين طور براي دنبال كردن مسير ماهواره ‏ها و فضاپيماها و براي كمك به كشتي‏ها در دريا و مانورهاي رزمي از آن استفاده مي‏شود. مراكز نظامي نيز براي شناسايي دشمن و يا هدايت جنگ افزارهايشان از آن استفاده مي‏كنند.

هواشناسان براي شناسايي طوفانها، تندبادهاي دريايي و گردبادها از آن استفاده مي‏برند. شما حتي نوعي خاص از رادار را در مدخل ورودي فروشگاهها مي‏بينيد كه در هنگام قرار گرفتن اشخاص در مقابلشان، درب را باز مي‏كنند. بطور واضح مي‏بينيد كه رادار وسيله‏ اي بسيار كاربردي مي‏باشد.

استفاده از رادار عموماً در راستاي سه هدف زير مي‏باشد:

  • شناسايي حضور يا عدم حضور يك جسم در فاصله ه‏اي مشخص – عمدتاً آنچه كه شناسايي مي‏شود متحرك است و مانند هواپيما، اما رادار قادر به شناسايي حضور اجسامی كه مثلاً در زيرزمين نيز مدفون شده ‏اند، نيز مي‏باشد. در بعضي از موارد حتي رادار مي‏تواند ماهيت آنچه را كه مي‏يابد مشخص كند، مثلاً نوع هواپيمايي كه شناسايي مي‏كند.

  • شناسايي سرعت آن جسم- دقيقاً همان هدفي كه پليس در بزرگراه‌ها براي كنترل سرعت خودروها از آن استفاده مي‏كند.

  • جابه‌جايي اجسام – شاتل‏هاي فضايي و ماهواره هاي دوار بر دور كره زمين از چيزي به عنوان رادار براي شناسايي حفره ‏هاي مجازي ،  تهيه نقشه جزئيات زمين ، نقشه ‏هاي عوارض جغرافيايي سطح ماه و ديگر سيارات استفاده مي‏كنند.

مقدمه
خيالپردازي در بسياري از مواقع به حقيقت می‌پيوندد. جالب است بدانيد که اختراع رادار هم در حقيقت همانند بسياري از اختراعات ديگر ريشه در يک داستان علمي - تخيلي دارد. واژه رادار که امروزه در سرتاسر دنيا کاربرد دارد، همانند راديو و تلويزيون يک اصطلاح بين المللي شده است. در واقع اختراع رادار از يک پديده فيزيکي و بسيار طبيعي به نام انعکاس گرفته شده است.
 همه ما بارها و بارها بازگشت صدا را در مقابل صخره‌هاي عظيم تجربه کرده ا‌يم. نور خورشيد هم با استفاده از همين پديده است که از سوي ماه و در هنگام شب به ما می‌رسد.

امواج راديويي و الکترومغناطيس نيز قابليت انعکاس و بازتاب دارند و رادار بر اساس همين خاصيت ساده بوجود آمد. ساده‌ترين رادارها در حقيقت از يک فرستنده و يک گيرنده راديويي بوجود آمدند. در ابتدا اين وسيله فقط قادر بود وجود شيء را اعلان کند و به هيچ وجه توانايي تشخيص اندازه و ويژه گي هاي ديگر آن را نداشت. بنابرين بشر در ساخت رادار نيز از طبيعت استفاده‌هاي فراوان و اساسي کرده و با تغييراتي جزئي براي خود وسيله ا‌ي سودمند ساخته است.

تاريخچه
نخستين بار در سال 1901 « هوگو ژرنسبارک » که او را «ژول ورن» آمريکايي می‌نامند، در يک داستان علمي _ تخيلي ، آن را طرح ريزي کرد. در سال 1906 ، يک دانشجوي 23 ساله آلماني ، به نام « هولفس ير » دستگاهي ساخت که با اصول رادارهاي امروزي می‌توانست امواجي را بسوي موانع بفرستد و بازتاب آنها را دريافت دارد. آزمايش اساسي ارسال امواج الکترومغناطيسي بسوي هواپيماهاي در حال پرواز ، بوسيله يک دانشمند فرانسوي به نام « پير داويد » انجام يافت. در آغاز جنگ دوم جهاني بود که تکنسينهاي انگليسي موفق شدند، نخستين مدلهاي راداري امروزي را بسازند. اما کار آنها يک مشکل اساسي داشت. امواج تا نقطه‌اي که  می‌خواستند نمی‌رسيد و تنها تا پنج هزار متر برد داشت.

به همين دليل يک فرانسوي ديگر به نام "موريس پونت" در سال 1930 موفق به اختراع دستگاهي جالب به نام "مانيترون" شد که امواج بسيار کوتاه راديويي را بوجود می‌آورد و به همين دليل رادارهايي که به کمک اين وسيله تکميل شدند توانستند تا دهها کيلومتر بيش از رادار قبلي امواج را ارسال کنند. دستگاه اختراعي پونت در سال 1935 ابتدا در کشتي معروفي به نام نرماندي نصب شد و توانست آن را از خطر برخورد با کوههاي عظيم يخي شناور در اقيانوس محافظت کند و بدين ترتيب رادار علاوه بر استفاده وسيع در هوا ، سطح درياها را هم به تسخير خود در آورد.

مکانيسم عمل
همانطور که امواج دريا و امواج صوتي پس از رسيدن به مانعي منعکس می‌شوند، امواج الکترومغناطيسي هم وقتي به مانعي برخورد کردند، بر می‌گردند و ما را از وجود آن آگاه می‌سازند. به کمک امواج الکترومغناطيسي نه تنها از وجود اجسام در فاصله دور باخبر می‌شويم، بلکه بطور دقيق تعيين می‌کنيم که ايا ساکن هستند يا از ما دور و يا به ما نزديک می‌شوند. حتي سرعت جسم نيز بخوبي قابل محاسبه است. وقتي امواج منتشر شده از رادار ، به يک جسم دور برخورد می‌کنند، به طرف نقطه حرکت بر می‌گردند. امواج برگشتي توسط دستگاههاي خاص در مبدا تقويت می‌شوند و از روي مدت رفت و برگشت اين امواج ، فاصله بين جسم و رادار اندازه گيري می‌شود.

کاربردها

  • نظامي
    درجنگ جهاني دوم زمانيکه رادار وارد صحنه نبرد  شد، انگلستان پيگاههاي وسيعي را با رادار مجهز کرد و به اين ترتيب هواپيماهاي آلماني در کار خودشان دچار اختلال شدند. به عقيده بسياري از کارشناسان همين رادار بود که آلمان را علي رغم حمله‌هاي گسترده هوايي بر روي شهرهايي نظير لندن ، ناکام گذاشت. همچنين بسياري از زير دريايي هايي که تعداد زيادي از کشتيهاي حمل و نقل و ناوهاي جنگي متفقين را به قعر دريا می‌فرستادند، با کمک رادارها شناسايي شدند و در عمليات گوناگون خود دچار شکست گرديدند.

 رادارها حتي در توپخانه‌ها ، موشک اندازها و جنگ هاي زير درياييها نيز وارد عمل شدند و توجه قدرتهاي بزرگ تسليحاتي را ، حتي پس از شکست هيتلر و پايان جنگ جهاني به خودشان جلب کردند. اما صرف نظر از کاربردها نظامي، رادار خدمات صلح آميز بسياري را بري انسان امروزي در برداشته است. کاهش سوانح در مسافرت هاي دريايي و هوايي همگي مديون رادار هستند.

  • علمي

در حقيقت يکي از مهمترين کاربردهاي علمي رادار با آغاز عصر فضا بوجود آمد و بشر توانست براي اولين بار با کمک رادار به فضا دسترسي پيدا کند و حتي سطح سياره ها و اشکال گوناگون آنها را شناسايي کند. اين موفقيت سالها قبل از آن بود که سفينه ها بتوانند از سطح سيارات عکسبرداري کنند. بنابرين رادار علي رغم خرابي هاييکه با گسترده تر کردن جنگ ها به وجود آورد، توانست خدمات بسيار ارزنده اي را براي جامعه بشري به ارمغان آورد و انسان اين همه را مديون طبيعت بي ادعاست!

  • صنعتي وبازرگاني

شناسايي حضور يا عدم حضور يک جسم در فاصله ه‏اي مشخص – عمدتاً آنچه را که توسط رادار شناسايي می‏شود متحرک مي باشد ( مانند هواپيما ) اما رادار قادر به شناسايي حضور اجسام که مثلاً در زير زمين نيز مدفون شده‏ اند، می‏باشد. در بعضي از موارد حتي رادار می‏تواند ماهيت آنچه را که می‏يابد مشخص کند، مثلاً نوع هواپيميي که شناسايي می‏کند. شناسايي سرعت آن جسم- دقيقاً همان هدفي که پليس از آن در بزرگراهها براي کنترل سرعت خودروها از آن استفاده می‏کند.

  • مثالي از کاربرد رادار

حال بياييد در مورد نمونه اي واقعي از راداري كه براي شناسايي هواپيماهاي در حال پرواز بكار مي‏رود صحبت كنيم. سيستم رادار در ابتدا با روشن كردن فرستنده ، يك دسته موج راديويي متراكم در آسمان و در جهات مختلف پخش مي‏كند. اين ارسال براي چند ميكروثانيه صورت مي‏پذيرد، حال فرستنده خاموش شده و گيرنده سيستم رادار مترصد دريافت پژواك امواج كه به همراه اطلاعات حاصل از پديده داپلر نيز هستند مي‏ماند.

امواج راديويي با سرعتي معادل سرعت نور حركت مي‏كنند، تقريباً در هر ميكروثانيه 300 متر را در فضا طي مي‏كنند؛ حال اگر سيستم رادار مذكور داراي يك ساعت بسيار دقيق و قوي باشد، مي‏تواند با دقت بسيار بالايي موقعيت هواپيما را مشخص كند، با استفاده از روشهاي خاص پردازش سيگنال براي تحليل پديده داپلر بر روي موجهاي برگشتي مي‏توان به دقت سرعت هواپيما را مشخص كرد.

آنتن رادار ، يك دسته  پالس امواج راديويي  كوچك (اما قدرتمند) را با يك فركانس مشخص منتشر مي سازد. هنگامي كه امواج به يك جسم برخورد مي‏كنند منعكس شده و در اثر پديده داپلر فشرده ‏تر يا گسسته ‏تر مي‏شوند. همان آنتن وظيفه دريافت امواج منعكس شده را كه البته بسيار كمتر از امواج ارسالي هستند بر عهده دارد.

در رادارهاي زميني قضيه خيلي پيچيده‏تر از رادارهاي هوايي است، هنگامي كه يك رادار پليس به ارسال پالس موج راديويي مي‏پردازد بخاطر وجود اجسام بسيار در سر راهش مانند نرده‏ها، پلها، تپه ‏ها و ساختمانها پژواكهاي بسياري را دريافت مي‏دارد، اما از آنجايي كه تمام اين اجسام ثابت هستند به جزء خودروها مورد نظر، لذا سيستم رادار خودروهاي پليس ، از ميان امواج منعكس شده، فقط آنهايي را انتخاب مي‏كند كه در آنها پديده داپلر قابل شناسايي است،( آن هم به اندازه ‏‏اي كه جسم متحرك اضافه سرعت داشته باشد،) در ضمن آنتن اين رادارها بسيار دهانه تنگي دارند، چرا كه فقط بر روي يك خودرو تنظيم مي‏شوند.

البته امروزه پليسها در برخي كشورها از جمله كشور خودمان از تكنولوژي ليزر براي تعيين سرعت خودروها در بزرگراهها استفاده مي‏كنند. اين تكنولوژي به نام «ليدار» شناخته مي‏شود. در اين مدل بجاي امواج راديويي از اشعه نوري متمركز (يا همان ليزر) استفاده مي‏شود.

  • فضايي

جابجايي اجسام - شاتل‏هاي فضايي و ماهواره‏هاي دوار بر دور کره زمين از چيزي با عنوان رادار حفره‏ هاي مجازي براي تهيه نقشه از عوارض جغرافيايي سطح زمين ، ماه و ديگر سيارات استفاده می‏کنند.

  • رادار در طبيعت

شايد رادار طبيعي بيشترين استفاده را براي خفاش دارد. چرا که اين پرنده شب پرواز ، داراي حس بينايي ضعيفي است و به کمک طبيعت راداري که دارد، می‌تواند موانع دور و برخود را تشخيص دهد. خفاش هنگام پرواز فريادهاي ابر صوتي خاصي ايجاد می‌کند که پس از برخورد با اجسام مختلف ، منعکس می‌شود و به گوش خفاش می‌رسد. بوسيله همين پژواک صداهاي ابر صوتي است که نوع مانع و فاصله آن را تشخيص می‌دهد و طوري پرواز می‌کند که از تصادم با آنها در امان باشد.
بالنها و دلفينها نيز از همين پديده بازتاب استفاده می‌کنند که در مورد بازتابهاي صوتي به آن "سونار" گفته می‌شود.

  • رادار هواشناسي

در سالهاي اخير رادار براي افزايش كارايي پيش‌بيني وضع هوا به ابزاري بسيار ارزشمندي تبديل شده است. 

زمينه‌هاي استفاده از رادار در هواشناسي به شرح زير است :

1- تعيين فاصله هدف (ابر، منطقه بارش، جبهه ها و …) تا ايستگاه مورد نظر;

2- شناخت نوع هدف (انواع جبهه ها، انواع ابرها و …);

3- شناخت نوع ريزش (باران، تگرگ، برف و …);

4- شناخت موقعيت و ارزيابي انواع سيكلونهاي حاره‌اي و توفندها;

5- شناخت مسير حركت و تعقيب روند تغييرات تظاهرات فوق در مسير حركت.

كار رادار براساس خاصيت قطرات آب و ذرات بلور موجود در ابرهاست كه مانند مانعي، امواج ارسال شده از رادار مستقر بر سطح زمين را منعكس مي‌كنند.

از آنجا كه سرعت امواج الكترو مغناطيسي، ثابت (300.000 كيلومتر در ثانيه) است مي توان با استفاده از ارسال امواج و سنجش زمان رفت و برگشت آنها، فاصله هدف از ايستگاه را مشخص كرد.

دستگاه رادار از سه قسمت، يعني فرستنده، آنتن و گيرنده تشكيل شده است.

شيوه كار بدين شكل است كه ابتدا بوسيله لامپ فرستنده (magnetron) ، ضربان منقطع از امواج الكترومغناطيس با فركانس بالا توليد مي شود و آن را از طريق آنتن رادار، كه در بيشتر موارد محدب است، به سمت مانع (مثلا ابر) مي فرستند؛ پس از برخورد به قطرات يا ذرات بلور موجود در ابر، بلافاصله به انعكاس پخشي دچار مي‌شوند و به سوي زمين بر مي‌گردند كه البته تنها قسمتي از آن از طريق آنتن رادار به گيرنده مي‌رسد زيرا دامنه ضربان مورد بحث در اين رفت و برگشت تضعيف مي‌شود، لذا آن را با دستگاه تقويت كننده‌اي حدود يك ميليون برابر (106) تقويت مي‌كنند.

 

اين امواج در مرحله بعد به صفحه تصوير(نوسان‌نما) منتقل و سپس به صورت لكه‌هاي نوراني مشخص مي‌شوند. از روي تصوير دريافتي مي‌توان نوع تظاهرات جوي را به خوبي تشخيص داد؛ مثلا رگبار و ابرهاي تندري، در صفحه تصوير به صورت لكه هاي روشن و نامنظم ديده مي‌شود.

در بين تظاهرات جوي ؛ جبهه سرد، واضح‌تر و روشن‌تر از بقيه تصاوير ديده مي‌شود به طوري كه امكان شناسايي و پيش‌بيني مسير حركت آنها با هيچ روشي تا اين حد موفق نيست.

نگسراد
نگسراد به معني نسل جديد رادارهاي هواشناسي است و چنين وسيله‌اي براي سنجش و پيش بيني وقوع تغييرات ناگهاني آب و هوا (مثل توفان، گردباد) بكار مي‌رود.

در اين وسيله از امواج الكترومغناطيس استفاده مي‌شود. براي اين امواج نيز ممكن است (همانند صدا) پديده دوپلر روي دهد.
همانطور كه مي‌دانيد گردباد متشكل از ذرّات ريز آب و هوا است كه با سرعت زياد حول محوري متحرّك در چرخشند. امواج رادار توسط نگسراد صادر مي‌شود. بازتاب اين امواج از ذرّات آب به سمت نگسراد بازمي‌گردد. در اين حالت بسامد امواج فرستاده شده و بازتابيده با يكديگر مقايسه مي‌شوند.

البته امواج بازتابي داراي بسامد‌هاي مختلفي هستند. ذرّات كه به سمت دستگاه در حركتند امواج رادار را با بسامد بالاتر باز مي‌تابانند (طبق پديده دوپلر). برعكس ذرّات كه در حال دور شدن از نگسراد هستند امواج رادار را با بسامدي پايين‌تر از بسامد ارسالي باز مي‌تابانند.
پردازش‌هاي كامپيوتري بر روي مقادير بسامد دريافتي  تصاويري را مي سازد که  نشانگر جهت و سرعت باد مي‌باشند.

رادار تصويري

مقدمه :

گاه امکان بررسي اجسام از نزديک وجود ندارد . براي مثال جهت بررسي سطح اقيانوس ها نقشه برداري از اراضي جغرافيايي لزوم ساخت وسايلي که بتوانند از راه دور اين کاررا انجام دهند به چشم مي خورد . با دستيابي به تکنولوژي سنجش از راه دور بسياري از اين مشکلات برطرف گشت . در واقع در اين روش امکان بررسي اجسام وسطوحي که نياز به بررسي از راه دور دارند را فراهم مي آورد . سنجش از راه دور رامي توان به دو بخش فعال وغير فعال تقسيم کرد . گستره طول موج امواج ميکرويو نسبت به طيف مادون قرمز ومرئي سبب گرديده تا براي سنجش از راه دور به وسيله امواج از اين طيف استفاده گردد .

عملکردسيستم هاي سنجش غيرفعال همانند سيستم هاي سنجش دما عمل مي کنند .دراينگونه سيستم ها با اندازه گيري انرژي الکترومغناطيسي که هر جسم به طور طبيعي از خود ساطع مي کند نتايج لازم کسب مي گردد .هواشناسي واقيانوس نگاري از کاربردهاي اين نوع سنجش مي باشد .

در سيستم هاي سنجش فعال از طيف موج ميکرويو براي روشن کردن هدف استفاده مي شود . اين سنسورها را مي توان به دو بخش تقسيم کرد : سنسورهاي تصويري وغيرتصويري (فاقد قابليت تصويربرداري) .

از انواع سنسور هاي غير تصويري مي توان به ارتفاع سنج واسکترومتر ها(پراکنش سنج ) اشاره کرد .کاربرد ارتفاع سنج ها در عکس برداري جغرافيايي وتعيين ارتفاع ازسطح دريا مي باشد .اسکترومتر که اغلب بر روي زمين نصب ميگردند ميزان پراکنش امواج را ازسطوح مختلف اندازه گيري مي کنند . اين وسيله در مواردي همچون اندازه گيري سرعت باد در سطح دريا و کاليبراسيون تصوير رادار کابرد دارد .

معمول ترين سنسور فعال که عمل تصويربرداري را انجام مي دهد رادار مي باشد . رادارمخفف(radio detection and ranging) بوده  وبه معني آشکارسازي به کمک امواج ميکرويو است .به طور کلي مي توان عملکرد رادار را در چگونگي عملکرد سنسورهاي آن خلاصه کرد . سنسورها سيگنال هاي ميکرويو را به سمت اهداف مورد نظر ارسال کرده وسپس سيگنال هاي بازتابيده شده از سطوح مختلف را شناسايي مي کند . قدرت (ميزان انرژي) سيگنالهاي پراکنده شده جهت تفکيک اهداف مورد استفاده قرارمي گيرد . با اندازه گيري فاصه زماني بين ارسال ودريافت سيگنال ها مي توان فاصله تا اهداف را مشخص کرد . از مزاياي شاخص رادار مي توان به عملکرد رادار در شب يا روز وهمچنين قابليت تصويربرداري درشريط آب و هوايي مختلف اشاره کرد . امواج ميکرويو قادر به نفوذ در ابر مه ,گردوغبار وباران مي باشند . از آنجاييکه عملکرد رادار با طرز کار سنسورهايي که با طيف هاي مرئي ومادون قرمز کار مي کنند متفاوت است لذا مي توان با تلفيق اطلاعات بدست آمده تصاوير دقيقي را بدست آورد .

§ اصول رادار : تصویر شماره 1

مهمترين نکته حائز اهميت در بخش قبل را ميتوان معرفي رادار به عنوان وسيله اندازه گيري معرفي کرد . اجزاء تشکيل دهنده سيستم رادار فرستنده , گيرنده آنتن وسيستم هاي الکتريکي جهت ثبت و پردازش اطلاعات مي باشد . همانطور که در تصوير شماره 1 مشاهده مي شود فرستنده ، پالس هاي کوتاه ميکرويو (A) را که بوسيله آنتن راداربه صورت پرتو متمرکز مي شوند(B) با فاصله زماني معيين توليد مي کند . آنتن راداربخشي از سيگنال هي بازتابيده شده (c) از سطوح مختلف را دريافت مي کند.
با اندازه گيري مدت زمان ارسال پالس و دريافت پژواک هاي پراکنده شده از اشياء مختلف مي توان فاصله آنها ودر نتيجه موقعيت آنها را تعيين نمود .با ثبت و پردازش سيگنال بازتابيده توسط سنسور تصوير دو بعدي از سطح مورد نظر تشکيل مي گردد .

پهناي باند :

از آنجاييکه گستره طيف امواج ميکرويو نسبت به طيف هاي مرئي ومادون قرمزوسيع تر مي باشد لذا اکثر رادار ها از اين طيف استفاده مي کنند . در رادارهاي تصويري اغلب از طول موج هاي زير استفاده مي شود:

  • ka&k&ku band

  • Xband

  • Cband

  • Sband

  • Lband

  • P_band

تمامي طول موج هاي استفاده شده در رادارهاي تصويري در محدوده سانتيمتر است . طول موج رادار در نحوه تشکيل تصوير موثر مي باشد . با افزيش طول موج شاهد تصاوير با کيفيت بهتر مي باشيم .در دو تصوير زير(تصاوير شماره 2و3) از دو طول موج متفاوت استفاده شده است . شما مي توانيد تفاوت آشکاري را که دراين تصاوير وجود دارد مشاهده نماييد . علت اين تفاوت تغيير در نحوه فعل وانفعال سيگنال با سطح اشياء ميباشد که در ادامه درباره اين موضوع صحبت خواهد شد



قطبيدگي(polarization) :

هنگامي که در مورد امواج الکترومغناطيسي همانند امواج ميکرويو صحبت مي گردد بحث درباره قطبيدگي حائز اهميت مي باشد . قطبيدگي عبارت است از جهت ميدان الکتريکي در امواج الکترومغناطيسي . به طور کلي مي توان قطبيدگي امواج را به سه دسته تقسيم بندي کرد : قطبيدگي خطي و دايره اي وبيضوي .
اغلب رادار هاي تصويري از قطبيدگي خطي استفاده کرده , که اين نوع قطبيدگي را مي توان به دو بخش عمودي(vertical) وافقي (horizontal) تقسيم بندي کرد (تصوير شماره4). اغلب سنسورهاي رادار طوري طراحي شده اند که قابليت ارسال وهمچنين دريافت امواج را به يکي از دو صورت بالا دارا هستند . در بعضي از رادارها دريافت وارسال امواج با ترکيبي از دو نوع قطبيدگي انجام مي پذيرد تصویر شماره 4

به طور کلي مي توان چهارترکيب از قطبيدگي رادار در نظر گرفت :

  • HH

  • VV

  • HV

  • VH

حرف H نشان دهنده قطبيدگي افقي وحرفV نميانگر قطبيدگي عمودي ميباشد . درچهارترکيب بالا حرف سمت راست نحوه دريافت سيگنال را نشان مي دهد .

§ هندسه رادار (radar geometry):
درسيستم تصويربرداري رادار هوايي با جابجانمودن سکو در يک مسير مستقيم که مسيرپرواز(flight direction)(A) ناميده مي شودعمل تصويربرداري انجام ميگردد . پاي قائم در صفحه تصوير را ندير(nadir)(B) مي ناميم .آنتن رادار امواج را براي روشن کردن نوارتصوير(swath) (C) ارسال مي کند . با قرار گرفتن نوارهاي تصوير در کنار هم ناحيه تصوير(track) (ناحيه خاکستري رنگ ) تشکيل مي گردد که اين ناحيه نسبت به خط ندير فاصله دارد . محور طولي ناحيه تصويرکه با مسير پروازموازي مي باشد را سمت(azimuth)(E) ومحورعرضي راکه برمسيرپروازعمود است را برد(range)(D) مي ناميم .



§ واژه شناسي :

محدوده نزديک (Near range): بخشي از نوارتصوير که به خط ندير نزديک است .

محدوده دور(far range) : بخشي از نوار تصوير که در فاصله دور نسبت به خط ندير قرار دارد .

برد ميل (slant range): خط شعاعي که از رادار به هريک از اهداف مي توان نظير کرد .

برد زميني (ground range ) : تصوير برد ميل در سطح زمين .

زاويه تابش(incidence angle) : زاويه بين پرتورادار و سطح زمين .

زاويه ديد(look angle) : زاويه بين خط عمود وپرتو رادار.

§ اثرات سطح بر تصوير رادار :
ميزان روشنيي ( درخشندگي ) تصوير به ميزان پراکندگي(scattering) سيگنال هاي ميکرويو در برخورد با سطح بستگي دارد . پراکنش سيگنال به پارامترهايي از قبيل مشخصات رادار (فرکانس قطبيدگي هندسه ديد و…) وهمچنين خصوصيات سطح (پستي وبلندي نوع پوشش و…) وابسته است . به طور کلي مي توانيم عوامل بالا را در سه عامل اصلي زير خلاصه کنيم :

1) صيقلي بودن سطح

2) هنسه ديد و رابطه آن باسطح

3) درصد رطوبت وخصوصيات الکتريکي سطح

تصویر شماره 7صيقلي بودن سطح مهمترين عامل تعيين کننده روشنايي تصويرمي باشد . سطوح صاف موجب بازتابش آيينه اي(A) در فعل وانفعال سيگنال رادار با سطح مي گردند . درنتيجه اين نوع بازتابش مقدار اندکي ازسيگنال هاي بازتابيده شده به سمت رادار باز ميگردند . بنابرين سطوح صاف با درجه تيره گي بيشتر در تصوير ظاهر خواهند گشت . سطوح ناصاف سيگنال هاي رادار راتقريبا به صورت يکنواخت بازتاب مي دهند . و درنتيجه بخش عمده اي از اين سيگنال ها به سمت راداربازميگردند . بنابرين سطوح ناصاف با درجه روشنايي بيشتر در تصوير مشاهده مي شوند . به اين نوع انعکاس بازتابش پخشيده(B)گفته مي شود . احتمال وقوع انعکاس زاويه اي (C) در نواحي که از سطوح عمود برهم تشکيل شده وجود دارد. به بيان ساده تر سيگنال هاي بازتابيده شده از سطح اول پس از برخورد به سطح دوم به سمت رادار بازتاب داده ميشود .اين نوع انعکاس به طور معمول در مناطق شهري (ساختمان ها خيابان ها پل ها و… ) اتفاق مي افتد . صخره ها کوه ها ونيزار رودخانه ها نيز سيگنال رادار را اينگونه بازتاب مي دهند .

زاويه تابش(incidence angle) نيز در نحوه شکل گيري تصوير همچنين صيقلي بودن سطوح نقش ايفا مي کند . با در نظر گرفتن سطح وطول موج ثابت با افزيش زاويه تابش سيگنال هاي کمتري به سوي رادار بازميگردند ودر نتيجه درجه تيره گي افزيش مي يابد .به بيان ديگر با افزيش زاويه تابش سطوح صيقلي تر از مقدار واقعي خود در تصوير ظاهرمي شوند .

به طور کلي تغيير در هندسه ديد در بهبود نقشه هاي جغرافيايي وهمچنين برطرف کردن اختلال هايي از قبيل سيه دارشدن و کاهش عمق تصويرموثر مي باشد .

وجود رطوبت در خصوصيات الکتريکي وحجم اجسام موثر مي باشد . تغيير در خواص الکتريکي در جذب ارسال وهمچنين نحوه شکل گيري تصوير موثر مي باشد . بنابراين درصد رطوبت اجسام در فعل وانفعال سيگنال رادارومتعاقبا تصوير موثر مي باشد . معمولا با افزيش رطوبت جسم سيگنال هاي بيشتري توسط جسم بازتابيده مي شود . براي مثال علفزارهاي وسيع در هنگامي که مرطوب هستند در تصوير رادار روشنتر ظاهر مي شوند .

§ دقت تفکيک(spatial resolution) :
به ميزان توانايي رادار جهت تفکيک اشياء مختلف از همديگر دقت تفکيک گفته مي شود . بر خلاف سيستم هاي نوري افزيش دقت تفکيک در رادار بر اساس خصوصيات امواج ميکرويو وهمچنين تاثيرات هندسي انجام مي پذيرد . دررادارهايي که از يک آنتن جهت ارسال امواج استفاده مي کنند يک پالس موج ارسال گشته و با دريافت پژواک آن توسط گيرنده تصوير تشکيل مي شود .

دقت تفکيک را مي توان در دو راستا بررسي کرد . در جهت سمت ناحيه تصوير که دقت سمت (azimuth resolution) ناميده مي شود ودر جهت برد که آن را دقت برد (range resolution) مي ناميم .

دقت برد به طول پالس رادار (P) بستگي دارد . در صورتي که عمل تفکيک با طول بيشتر از نصف پالس صورت گيرد اهداف از يکديگر قابل تشخيص اند . براي مثال در شکل شماره 8 اهداف 1و2 در تصوير به صورت يک جسم مشخص شده در حاليکه هدف هاي 3و4 به راحتي از هم تفکيک شده اند . با افزيش زاويه تابش (افزيش برد )شاهد کاهش دقت برد مي باشيم .تصویر شماره 9
دقت سمت به پهناي ستون امواج رادار يا پهناي زاويه اي (beam width) (A) و همچنين برد مايل(slant range) وابسته است . با افزيش پهناي زاويه اي مي توانيم شاهد دقت سمت باشيم . در تصويرشماره 9 اهداف 1و2 که در محدوده نزديک قرار دارند توسط رادار به راحتي قابل تشخيص اند درحاليکه هدف هاي 3و4 که در محدوده دور قرار گرفته اند قابل تشخيص نمي باشند . همچنين با افزيش طول آنتن رادار مي توان دقت سمت را افزيش داد

رادار دهانه ترکيبي (synthetic aperture radar):
همانطور که در قسمت قبل گفته شد جهت بالابردن دقت سمت مي توانيم طول آنتن رادار را افزيش دهيم . اگرچه در اين افزيش طول ما با محدوديت هايي مواجه هستيم . در رادرهاي هوايي طول آنتن رادار بين 1 تا 2 متر در نظر گرفته مي شود . در ماهواره ها ما مي توانيم اين محدوده را بين 10 تا 15 متر در نظر بگيريم . با تغييراتي در چگونگي حرکت سکوي رادار وثبت و پردازش سيگنال هاي بازتابيده شده مي توان بر محدوديت اندازه غلبه کرد . بدين طريق که ما با تغيير در نحوه رفتار رادار به صورت مجازي طول آنتن رادار را افزيش داده يم .

1) ابتداشيءهدف (A)سيگنال هاي ميکرويو را به صورت پالس دريافت کرده . پژواک هاي هر پالس توسط رادار ثبت مي شوند . سکوي رادار در مسير مستقيم به طور پيوسته در حال حرکت است . در طول زماني که شيء هدف در معرض پالس هاي رادار قرار داردعمل ثبت سيگنال هاي بازتابيده شده از شيءتوسط رادار انجام مي پذيرد .

2) زمان چنداني طول نمي کشد تا طول آنتن ترکيبي (B) مشخص گردد .

با افزيش پهناي زاويه اي وهمچنين کاهش سرعت سکو مي توانيم دقت سمت را در محدوده دور افزيش دهيم .در نتيجه شاهد ثابت ماندن دقت تفکيک درراستاي سمت مي باشيم .به تکنولوژي فوق که جهت افزيش دقت برد صورت مي پذيرد رادار دهانه ترکيبي يا SAR گفته مي شود .اين روش در اکثررادارهاي هوايي وفضايي استفاده مي شود .

§ خصوصيات تصوير رادار :
تصویر شماره 11در تصاوير رادار با نوعي اختلال مواجه هستيم که به نويز اسپيکل(speckle) معروف است .اين اختلال که باعث ظاهرشدن دانه هاي ريزودرشت (بافت فلفل نمکي) در تصوير مي شود زاييده ساختار بهم ريخته سطح و همچنين تداخل سيگنال هي بازتابيده مي باشد . به عنوان نمونه يک سطح هموار مانند علفزار(تصوير شماره 11) را در نظر مي گيريم . بدون در نظر گرفتن اثر اين اختلال پيکسلهاي تصوير با درجه روشنايي يکسان مشاهده مي شوند . حال آنکه در تصوير حقيقي به علت تداخل سيگنال هاي پراکنده شده پيکسل ها داري درجات روشنايي متفاوت مي باشند .
در واقع نويز اسپيکل کيفيت تصاوير راکاهش داده ودر نتيجه درتحليل تصاويربا مشکل مواجه مي شويم .حال براي کاهش اين اثر ميتوان دو روش را بکار برد :

1) ديد چندگانه (multi-looking processing):

در اين روش هر پرتو رادار به چندين زيرپرتو (اشعه) تقسيم شده و هر اشعه وظيفه پوشش دادن يک ناحيه را بر عهده دارد . با ثبت تصاوير تشکيل شده توسط هر اشعه ومعدل گيري از آنها جهت تشکيل تصوير نهايي مي توان نويز اسپيکل را کاهش داد .

2) فيلترينگ (spatial filtering) : تصویر شماره 13

پس از پايان يافتن مرحله اول وتشکيل تصوير اوليه فيلترکردن تصوير آغاز مي شود . دراين روش با حرکت دادن يک پنجره متشکل از تعدادي پيکسل (معمولا 55 يا 33 ) در طي سطر وستون تصوير از پيکسل هايي که هر پنجره پوشش مي دهد معدل گيري (درجه روشنايي پيکسل هاي موجود در هر پنجره اندازه گيري شده وپيکسلي با درجه روشنايي واحد جايگزين پنجره مربوطه مي گردد) انجام مي شود .

بايستي توجه داشته باشيم که کاهش نويز اسپيکل باعث کاهش وضوح تصوير مي گردد . همانطور که درتصاويرزير مشاهده مي شود تصوير زيرين نسبت به تصوير ديگر داري وضوح کمتري است . در نتيجه براي ايجاد تصاوير با جزئيات دقيق نمي توان از اين روش استفاده کرد . زماني که سطح هدف را وسيع در نظر بگيريم کاهش نويز اسپيکل مي تواند مثمر ثمرباشد .


گاه نياز به استفاده از اندازه گيريهاي دقيق جهت مقايسه مشاهدات وبدست آوردن نتايج لازم مي باشد . در نتيجه بايستي دقت ابزار اندازه گيري افزيش پيدا کند . اين فعل توسط فرآيندي به نام کاليبراسيون (calibrasion) انجام پذير است . ازآنجاييکه عمل اندازه گيري از اعمال اصلي رادار مي باشد در نتيجه کاليبراسيون بسيار مهم مي باشد . کاليبراسيون تلاش مي کند تا اختلاف ميان مقدار انرژي سيگنال بازتابيده با مقدار اندازه گيري شده توسط رادار کاهش يابد . در نتيجه کاليبراسيون دقيق ما شاهد تصاويري با دقت اندازه گيري يکسان توسط رادار خواهيم بود .

در کاليبراسيون نسبي سعي بر افزيش دقت سيستم رادار است . در حاليکه در کاليبراسيون مطلق با نصب دستگاه هايي بر روي زمين انرژي سيگنال هاي بازتابيده شده از سطح اندازه گيري شده و پس از تقويت به سوي رادار فرستاده مي شوند. رادار مي تواند با استفاده از اين مقادير به مقدار حقيقي انرژي دست پيدا کند .ودر نتيجه استنباط دقيقتري ازسطح حاصل داشته باشد .

§ کاربردهي پيشرفته :

علا وه بر کسب واستفاده درست از اطلاعات کابرد هاي خاص رادار به شرح زير مي باشد :

نخست تکنولوژي تصوير سه بعدي (stereo image) مي باشد . در اين روش با پوشش دادن ناحيه تصوير با زواياي تابش متفاوت وهمچنين بهره گيري ازجهت هاي ديد متفاوت يا مخالف و انطباق تصاوير ايجادشده مي توان يک تصوير سه بعدي از ناحيه تصوير ايجاد کرد .در نتيجه اختلال هايي از قبيل سيه دارشدن بعضي نواحي برطرف گرديده وزمينه براي تحليل دقيقتر تصاوير فراهم مي گردد . اين تکنولوژي در تحليل تصاوير مناطق جنگلي و جغرافيايي وهمچنين نقشه برداري از اراضي کاربرد دارد .

از ديگر پيشرفت هاي حاصل شده مي توان به قطبش سنجي (polqrimetry) اشاره کرد . در اين روش امکان دريافت و ارسال سيگنال هاي ميکرويو به صورت ترکيبي از قطبيدگي افقي و عمودي وجود دارد . در نتيجه ما مي توانيم چهار ترکيب HH VV VH HV را براي دريافت يا ارسال امواج در نظر بگيريم . بدين طريق با ايجاد تصاويري با ويژ گي هاي مختلف نتايج لازم جهت دستيابي به تصوير دقيقتر حاصل مي گردد .

منابع :

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 10:9  توسط ایوب جعفری  | 

رادار سونار Sonar radar

 

 

 

 

 

سونار (sonar) ، ناوبری و تشخیص فاصله توسط صوت ( sound navigation and ranging)، تکنولوژی است که با استفاده از انتشار صدا در زیر آب قادر به شناسایی دیگر ناوها یا کشتی ها است . در انگلستان این تکنولوژی با نام ASDIC ( 1948) شناخته
عناوين :
  • 1. تاريخچه
  • 2. سونار فعال ( active sonar)
    • 2.1 آناليز داده هاي سونار فعال
    • 2.2 سونار و حيوانات دريايي
  • 3. سونار غير فعال ( passive sonar )
    • 3.1 سرعت صوت
    • 3.2 شناسايي منبع صدا
    • 3 .3 نويز (noise )
سونار در جنگ
فيشرايزهاي اكوستيكي (Fisheries Acoustics )
 كاربرد فيشرايزهاي اكوستيكي (Fisheries Applications شده است
  • تاريخچه :
در سال 1906 ، اولين سونار غير فعال جهت شناسايي توده هاي يخ توسط لوييس نيكسون اختراع گرديد . در جنگ جهاني اول به علت نياز به شناسايي اهداف دريايي تمايل به استفاده از سونار افزايش يافت . پاول دانكوين فرانسوي به همراه كنستانتين چلوسكي روس موفق به اختراع اولين سونار فعال در سال 1915 شدند .اگرچه مبدل هاي پيزوالكتريك نسبت به اين سونار ترجيح داده شدند ، اما در جاي خود اين نوع سونارها آينده روشني را در علم رادار شناسي باز كردند .
در سال 1916 زير نظر بخش تحقيقاتي و اختراعات ناوگان دريايي بريتانيا ، رابرت بويل ( فيزيكدان كانادايي) ، پروژه اي را بر عهده گرفت و با تشكيل كميته تحقيقاتي تشخيص ضدزير دريايي ( يا زيردريايي
 (anti or alied)) submarine detection investigation committee ) موفق به ساخت نمونه آزمايشي شدند كه با نام مخفف ASDIC شناخته مي شود .
درسال 1918 انگليس و ايالات متحده متفقا موفق به ساخت سيستم هاي مجهز به سونارفعال گشتند ، ودرسال 1923 توليد اين نوع سيستم ها به طور رسمي آغاز گشت . تكنيك تشخيص نابودگرهاي سيستم هايي كه مجهز به تكنيك ASDIC بودند در سال 1922 ساخته شد .
پس از جنگ جهاني دوم ناوگان آمريكا اقدام به توليد كشتي ها و زير دريايي هاي كه داراي فناوري معروف به ماهي كوچك بودند ، كرد .
  • سونار فعال ( active sonar):

 
سونار فعال با ايجاد پالس هاي صوتي (معروف به پينگ) ، وسپس گوش دادن به پالس بازگشتي عمل ميكند . براي تشخيص فاصله از هدف ، شخص مي تواند مدت زمان بين دريافت و ارسال پالس را اندازه گيري كند. براي اندازه گيري جهت و راستاي هدف مي توان از هيدروفونيك هاي متعدد (hydrofonic) استفاده كرده ،و سپس زمان دريافت پالس توسط هر يك از اين هيدروفون ها را اندازه گرفت ، و با مقايسه اين زمان ها به راحتي مي توان جهت و راستاي هدف را تعيين نمود .

پالس ارسالي ممكن است داراي فركانس ثابت بوده يا داراي چهچهه اي(chirp ) از تغييرات فركانس حامل باشد . درحالت دوم ما شاهد تغيير نامطلوب در بسامد حامل موج پيوسته هستيم . و ميتوان از روش فشرده سازي براي دست يابي به سيگنالي با باند باريك و عاري از فركانس هاي نامطلوب استفاده كرد . درعمل هنگامي كه سيگنال ما از نوع چهچهه اي است مدت زمان دريافت سيگنال افزايش ميابد . در نتيجه ما سيگنال دريافتي را با انرژي كمتري نسبت به زماني كه سيگنال ما داراي يك فركانس بود دريافت مي كنيم . در حالت كلي رابطه بين فركانس و مسافت بدين صورت است كه براي مسافت هاي طولاني از فركانس هاي ضعيفتري استفاده مي شود .
در يكي از موارد كاربردي ما از اين سونار به عنوان چراغ قوه استفاده مي كنيم . از يكي از نقاط زير زيردريايي يا كشتي سنسور به درون آب فرستاده شده و مي تواند فواصل خواسته شده را اندازه گيري كند .يگي ديگر از كاربردهاي سونار فعال در شناسايي توده ماهيهاي درون آب است . يكي ديگر از كاربردهاي سونار فعال درعمليات نظامي مي باشد و اين سونار قادر به ايجاد يك تصوير سه بعدي با وضوح بالا ازمحيط اطراف سونار مي باشد .با اين وجود از اين نوع سونار در عمليات جاسوسي مورد استفاده قرار نمي گيرد .درادامه كاربردهاي اين نوع سونار را به طور دقيق تر مورد بررسي قرار مي دهيم .
از سونار فعال مي توان در اندازه گيري عمق دريا استفاده كرد ، كه اين عملكرد معروف به عمق سنجي آكوستيكي ( echo sounding) است .
از سونارهاي فعال معمولا در اندازه گيري مسافت بين دو پاسخگر (transponder ) استفاده ميگردد . پاسخ گر وسيله اي است كه قادر به دريافت و ارسال پالس هاي نوع اول ( فركانس ثابت ) مي باشد .ونيز هنگاميكه اين پاسخ گر پالسي را دريافت مي كند بسته به ميزان انرژي پالس دريافتي از خود عكس العمل نشان ميدهد . براي اندازه گيري مسافت يكي از پاسخ گرها اقدام به توليد پالس مي كند سپس به اندازه گيري مدت زمان ارسال به پاسخگر ديگر و دريافت پالس مي پردازد .حال كافي است تنها سرعت صوت ( پالس ارسالي ) را درون آب بدانيم . يعني در اينجا مدت زمان طي مسافت بين دو پاسخگر اندازه گرفته شده و در سرعت پالس در آب ضرب مي كنيم تا مسافت بين دو پاسخگر بدست آيد . با بكارگيري پاسخگرهاي متعدد ما قادر به شناسايي نسبي موقعيت هاي اجسام ثابت و متحرك درون آب هستيم .
  • آناليز داده هاي سونار فعال :

داده هاي كسب شده توسط سونار فعال با اندازه گيري صوت مشخص شده ، براي يك پريود زماني كوچك پس از ارسال پينگ ، بدست مي آيد . مسافتي كه پالس تا كف دريا يا هر جسمي كه داراي خاصيت بازتابش آكوستيكي ( acoustic reflection) است مي تواند با اندازه گيري زمان سپري شده بين ارسال پالس و تشخيص هدف انجام مي گيرد . ساير ويرگي هايي راكه مي توان از شكل پالس بازگشتي دريافت كرد به صورت زير است :
  1. در هنگام ارسال پالس به كف دريا يا اقيانوس ، برخي از پالس هاي بازگشتي با برخورد به فصل مشترك بين آب دريا و محيط خارج از آب مجددا بازتاب پيدا مي كنند و براي دومين بار ازكف دريا بازتابيده مي شوند . اين امواج بازگشتي حامل اطلاعاتي است كه بيانگر ميزان خاصيت آكوستيكي آن ناحيه ازكف دريا مي باشد .
  2. بسته به ميزان ناهمواري كف دريا ما شاهد زمان هاي متفاوتي از بازكشت پالس ارسالي خواهيم بود . براي زماني كه كف دريا صاف است ، اغلب موج هاي بازگشتي در يك مسير باز تابيده ميشوند در نتيجه ما شاهد اطلاعاتي حاكي از وجود گياهان نوك تيز (sharp spike ) دركف دريا هستيم . براي سطوح با ناهمواري بيشتر موج هاي بازگشتي گستره وسيع تري را به خود اختصاص ميدهند ، و بعضي از پالس هاي بازگشتي پس از چند بازتابش كه ناشي از ناهمواري سطح كف دريا ميباشد به سونار بازميگردند .درنتيجه كاهش ميزان گياهان نوكتيز در داده ها بيانگر سطح ناصاف كف دريا مي باشد .
سونار وحيوانات دريايي
بعضي از حيوانات دريايي نظير وال ها و دلفين ها ، از سيستمي مشابه سيستم سونار ( پژواك مكاني ) جهت شناسايي دشمنان و نيز شكارها ي خود استفاده مي كنند . اما خطر اينكه فعاليت سونار سبب تداخل و اغتشاش در مسيريابي حيوانات ميشود وجود دارد ، وشايد از تغذيه مناسب و جفت گيري آنها جلوگيري كند . گزارش اخير منتشر شده در ژورنال natureبيانگر تاثير عملكرد نظامي سيستم هاي سونار در بيماري ودر نتيجه به ساحل آمدن وال ها بود . سونار هاي فعال كه از ارسال پالس براي شناسايي اهداف خود استفاده مي كنند به طور غير مستقيم حيات حيوانات دريايي را به خطر مي اندازند ، اگرچه تحقيقات علمي مجموعه اي از اين عوامل را موثر مي داند . در سال 2000 ، آزمايشي در ناوگان آمريكا با استفاده از فرستنده اي با قدرت 230db ودر فركانس بين 3-7 khz بر روي 16 وال ها انجام گرفت كه منجر به مرگ 7 وال گرديد . با اين وجود در صورتي كه قدرت پالس هاي ارسالي كم باشد خطري حيات پستانداران دريايي را تهديد نمي كند .
§سونار غير فعال (passive sonar) :
در اين نوع سونار ها تنها عمل گوش دادن (و عدم ارسال پالس ) انجام مي شود . ازكاربردهاي مهم اين سونار مي توان به عمليات جاسوسي كه از اين سونار بهره مي برند اشاره كرد .
سرعت صوت :
عملكرد سونار وابسته به سرعت صوت مي باشد . سرعت صوت در آب هاي شيرين آهسته تر از سرعت صوت در آب دريا مي باشد . در تمامي آب ها سرعت صوت وابسته به چگالي آب مي باشد . چگالي وابسته به پارامترهايي نظيردما واملاح آب ( معمولا ميزان شوري آب ) و فشار ميباشد . سرعت صوت به طور تقريبي برابراست با :
temperature (in °F)) + (0.0182 × depth (in feet) + salinity (in parts-per-thousand))
كه از رابطه بالا جهت فرآيندهايي از قبيل تغليظ آب و تعيين عمق آب استفاده مي شود . دماي آب متناسب با عمق آب از سطح دريا تغيير مي كند . اما در عمق 30 تا 100 متري از سطح دريا شاهد تغييرات قابل توجهي هستيم . كه به اين محدوده دما شيب (themocline) گفته مي شود كه حد واسطي بين آب گرم تر و آب سردتر است كه امواج صدا در اين ناحيه طوري خم مي شوند كه زير دريايي ها مي توانند با پنهان شن در زير اين ناحيه از آشكارشدن بگريزند .
دما شيب مكن است در آبهاي سطحي نزديك ساحل نيز وجود داشته باشد كه ما از منظور كردن آن صرف نظر ميكنيم .
فشار آب اغلب بر نحوه انتشار صوت اثرگذار است . افزايش فشار باعث افزايش چگالي شده كه در نتيجه شاهد افزايش سرعت صوت مي باشيم . افزايش سرعت صوت منجر به منكسر شدن آن در برخورد با محيط ديگر مي شود .كه به آن قانون شكست اسنل گوييم .
امواج صوتي كه در جهت پايين به سمت كف اقيانوس تابانده شده بودند به صورت قوس هايي كه وابسته به فشار آب ميباشند به طرف سطح آب بازتابيده مي شوند . اقيانوس بايد لا اقل داراي عمق 6000 فوتي باشند يا اينكه امواج به جاي اينكه انكسار يابند به طرف بالا پژواك شوند . تحت اين شرايط امواج در محدوده اي نزديك سطح دريا فوكوس ميشوند و مجددا به طرف پايين انكسار مي يا بند ( به صورت قوس ) هر يك از اين قوس ها با نام ناحيه همگرايي ( convergence zone) شناخته مي شود . قطر نا حيه همگرايي بسته به دماي آب و ميزان املاح آب مي باشد .
براي مثال در آتلانتيك شمالي قطر ناحيه همگرايي كه به فصل ندازه گيري وابسته بود و به صورت دايره هاي متحدالمركز شناخته مي شد برابر 33 مايل به دست آمد . در ضمن امواج شناسايي شده در صورتي كه داراي خط مستقيم بودند مسافت كمي را به خود اختصاص ددند اما در حالت دوم در فواصل بيش از 100 مايلي قابل شناسايي بودند . با توجه به عواملي از قبيل مسافت دما و موانع راه سيگنال دريافت شده توسط گيرنده داراي انرژي بسيار ضعيف تري نسبت به حالت اوليه بودند كه اين مشكل با استفاده از سونار هاي دقيق حل شد .
شناسايي منبع صدا :
سونارهاي نظامي زا راه هاي متعددي براي شناسايي منبع صوت استفاده مي كنند . براي مثال ناوگان ايالات متحده از سيستم هايي كه با جريان متناوب 60hz كار مي كنند بهره مي برد . در صورتي كه ارسال كننده ها بر روي بدنه كشتي و با ايزولاسيون كامل سوار شده باشند يا اينكه در آب شناور شده باشند يك صوت با فركانس 60 hz مي توان از ژنراتورهاي زيردريايي جهت كمك به تعيين اشياء كه اطراف زيردريايي هستند ساتع شوند . به طور قرار دادي اكثر زيردريايي هاي اروپا از فركانس 50hz جهت توان سيستم هاي خود استفاده مي كنند . نويز هاي ادواري نظير پيچ ها يا تكان هايي كه در زيردريايي هنگام افتادن در آب مي كنند نيز براي سونار نيز قابل شناسايي است .
سيستم هاي سونار غير فعال داراي اطلاعات بسيار مفيدي براي رادار هستند . با اين وجود اغلب طبقه بندي هاي انجام شده به طور دستي و توسط اپراتور انجام مي پذيرد . سيستم هاي كامپيوتري مكررا از اطلاعات پايه جهت تشخيص طبقه بندي كشتي ها سرعت كشتي نوع سلاح استفاده شده و حتي كشتي هاي خاص استفاده مي كنند . داده هاي طبقه بندي شده مرتبا توسط ناوبر به روز ميشود تا اشتباهي در دريافت اطلاعات رخ ندهد .
نويز (noise ) :
سيستم هاي سونار غير فعال به علت اغتشاشي كه توسط وسيله نقليه ايجاد مي شود داراي محدوديت هاي بسيار هستند . به اين دليل اغلب زير دريايي ها داراي واكنش پذيري هسته اي هستند كه در نتيجه بدون استفاده از پمپاژها به راحتي مي توانند سرد شوند و از انتقال دهنده هاي گرماي بي صدا يا استفاده از سوخت هاي فسيلي يا استفاده از باتري هايي كه در تمامي حالات مي توانند به طور بي صدا به فعاليت بپردازند استفاده كنند . وسايل انتقال دهنده مناسب با كمترين نويز ساتع شده به صورت دقيق طراحي و ماشينيزه مي شوند . اين انتقال دهنده هاي مناسب در سرعت هاي بالا تنها حبابهايي را درون آب ايجاد مي كنند و همچنين صداي خفيفي ايجاد ميكنند هيدروفونهاي سونار هاي فعال به طور مستور به بدنه كشتي يا زير دريايي يدك كشيده مي شوند تا تاثير نويز حاصل شده ناشي از خود زيردريايي كاهش يابد . اين هيدروفون ها بسته به كاربرد آن ها مي توانند در بالاي محدوده دماشيب يا پايين آن يدك كشيده شوند .در سالهاي زيادي ايالات متحده اقدام به ساخت و جايگزيني سونار هاي پسيو متعدد در نقاط مختلف اقيانوس هاي جهان كرد كه مجموعه آنها را sosus مي نامند . در تمام مت زماني كه عمليات نظامي نظير اكتشاف انجام مي شد آنها به صورت آهسته عمل كرده و به صورت كاملا مخفيانه يدك كشيده ميشدند .
اغلب نمايشگر هايي كه در سونارهاي غير فعال مي بينيم داراي تصاوير دو بعدي هستند . محور افقي بيانگر فركانس و محور عمودر بيانگر موقعيت رادار است .
سونار در جنگ :

ناوگان ها يمدرن امروزي به طور گسترده از سونار استفاده مي كننذ دو نوع سوناري كه در مباحث قبلي مطرح شد ( سونار هاي فعال و غير فعال ) به طور مكرر مورد استفاده قرار مي گيرند . زمينه فعاليت هاي اين رادار ها بسته به نوع موقعيت ناوها و زيردريايي ها تغيير مي كند و بسته به نوع عملكرد نظامي در زمينه هاي مختلف باهم تفاوت مي كنند . سونار هاي فعال زماني كه بتوانند موقعيت هدف را به خوبي تشخيص دهند بسيار مفيد هستند .
عملكرد سونارهاي فعال مشابه رادار مي باشد . پالس صوتي ارسال مي شود سپس امواج صوتي در تمامي مسيرها شروع به حركت مي كنند . زماني كه اين امواج به زمين برخورد ميكنند امواج برخوردكننده در تمام جهات بازتابيده مي شوند . و بعضي از سيگنال هاي بازتابيده شده به سنسور سونار فعال ميرسند . اين سيگنال هاي بازتابيده شده تكنيسين هاي سونار را قادر مي سازد تا به شناسايي پارامتر هايي از قبيل فركانس سيگنال انرژي سيگنال رسيده شده عمق درجه حرارت آب و درنتيجه موقعيت هدف بپردازند . اگرچه كه استفاده از سونارهي فعال در عمليات نظامي بسيار خطرناك است زيرا به راحتي توسط ناوها و زيردريايي هاي ديگر قابل شناسايي است.
براي اينكه نوع سونار ساتع كننده انرژي چيست كافي است تا به سيگنال صوتي ناشي از سونار گوش فرا دهيم (معمولا با استفاده از فركانس سيگنال هاي رسيده شده به سنسور ) . در نتيجه با استفاده از انرژي دريافتي مي توان موقعيت رادار را شناسايي كرد . سونارهاي فعال قادر به شناسايي اهداف دريك فاصله معين مي باشند اما مشكل اين است كه اين رادار توسط شناساگرهاي ديگر در فواصل چندين برابر فاصله شناسايي اين سونارها قابل شناسايي هستند .
اهداف سونار رابطه كمي با محدوده اي كه سونار در مركز آن واقع شده است دارد . به طور نسبي بزرگي سيگنال دريافت شده از سونار ارسالي و نيز مسافت تا هدف وابسته است . و سيگنالها ي رسيده شده به سونار تنها مقدار كمي از اندازه سيگنال هاي ارسالي را به خود اختصاص مي دهند . حتي اگر سيگنال دريافت شده توسط سونار داراي قدرتي مشابه باشند .
مثال زير بيان كننده برخي از مشكلات به وجود آمده است :
فرض كنيم كه سونار قابليت ارسال سيگنالي با انرژي 20 وات و دريافت سيگنالي با حداقل انرژي 5 وات باشد . حال فرض نماييد كه در فاصله 500 متري انرژي سونار به ميزان 10 وات كاهش يابد . در صورتي كه سيگنالي كه بازتابيده ميشود به طور كامل بازتابيده مي شود با انرژي بيش تر از 5 وات به دريافت كننده سيگنال مي رسند سيگنال اصلي داراي انرژي بالاتر از سيگنال با انرژي بيش از 5 وات در فاصله بين 500 تا 1000 متري است . اما دراين فاصله سيگنال بازگشتي به سونار داراي انرژي كمتر از 5 وات است و در نتيجه توسط سنسور قابل شناسايي نيست و در صورتي كه از بويه صوتي استفاده كنيم پالس بازگشتي قابل شناسايي است .
گيرنده آكوستيكي يا فرستنده آكوستيكي راديويي نصب شده روي بويه كه مي تواند از هواپيما يا چتر پايين انداخته شود تا صداهاي زير آبي زير دريا ها را دريافت و آنها را به هواپيما ارسال كند . براي رديابي هدف تعداد زيادي بويه با الگوهايي كه داراي مكان هاي معلوم يا مشكوك بوده به حضور هدف فرستاده مي شود كه هر بويه سيكنال قابل شناسايي خود را ارسال ميكند .

در نتيجه جهت شناسايي سيگنال بازگشتي دو راه وجود دارد :
  1. سيگنال ارسالي بسيار پر قدرت باشد .
  2. شناساگرها بسيار حساس باشند تا بتوانند حداكثر فاصله رفت و برگشتي را كه موج بازگشتي ارسال ميكند تشخيص دهند.
زماني كه سونارهاي فعال ايجاد نويز هاي شديد مي كنند در نتيجه كسب اطلاعات توسط آنها ضعيف مي باشد اين نوع تشخيص توسط وسايلي كه سكوها بروي آنها نصب مي شوند نظير هواپيما و هلي كوپترها انجام مي گيرد وبه ندرت از زير دريايها يا كشتي ها استفاده مي گردد . زماني كه سونارهاي فعال توسط كشتي ها يا زير دريايي ها مورد استفاده قرار مي گيرند اين سونارها بوسيله تحريك هاي كوچك ادواري فعال مي شوند( به وسيله پريود هاي متناوب و به وسيله تحريك هاي ضعيف ) جهت كاهش خطر شناسايي زير دريايي توسط سونارهاي غير فعال دشمن در اغلب موارد سونار فعال به صورت پشتيباني براي سونارهاي غير فعال در نظر گرفته مي شود .
زماني كه از هواپيما استفاده مي شود سونارهاي فعال درقالب بويه هاي يك بار مصرف استفاده مي شوند كه در هواپيماهاي گشت زني يدك كشيده مي شوند يا در مجاورت يا نزديكي محدوده اي كه با سونارهاي دشمن در ارتباط هستند انداخته مي شوند بطور كلي سونارهاي غير فعال داراي محدوده و بست عملكرد گسترده تر نسبت به سونارهاي فعال جهت شناسايي و كسب اطلاعات مورد نظر از هدف هستند .
زماني كه هر يك از وسايل موتور ريزه شده توليد بعضي تحريكات مي كنند ممكن است سونار مورد نظر شناسايي شود . جهت بهبود وضعيت شناسايي سونارهاي غير فعال اين سونارها داراي چشمي هستند چشمي مركزي داراي ديد 270 درجه است و دو چشمي ديگر كه در دو سمت سونار تعبيه مي شود هر كدام داراي ديد 160 ردجه مي باشد در نتيجه سونار داراي ديد 360 درجه نسبت به محيط اطراف خودمي گردد.
دراينجابا دو مسئله مواجه مي شويم نخست نويزهاي كه زير دريايي توليد مي كند ديگر سيگنالهاي دريافتي رسيده به سونار هنگامي كه يك سيگنال در يك جهت مشخص شناسايي مي شود و توسط سونار تعيين مي گردد ( بدين معنا كه هر سونار داراي ناحيه ديدي است كه قادر به شناسايي سيگنالهاي دريافتي است كه به آن پهناي باند موقعيت گفته مي شود ) اين سيگنال توسط سونار آناليز مي شود ( آناليز با استفاده از پهناي باند باريك ) كه به طور كلي از تبديل فوريه براي مشخص كردن سيگنال و آناليز آن استفاده مي شود سيگنال اصلي داراي فركانسي است وهر كدام از موتورها نويزهاي با فركانس مشخص توليد مي كنند در نتيجه با استفاده از يك فيلتر فركانس گزين به راحتي سيگنال اصلي از داخل سيگنال همراه با نويز تشخيص داده مي شود .
يكي ديگر از كاربردهاي سونارهاي غير فعال در مسيريابي اهداف مي باشد . اين فرايند با نام آناليز حركت هدف( Target motion Analysis) شناخته مي شود و قادربه مشخص كردن محدوده حركت هدف جهت راستا و سرعت هدف مي باشد . TMA طي فرايند خاصي وبا استفاده از دريافت سيگنالهاي با جهت هاي مشخص از زمانهاي متفاوت انجام مي گيرد وهر سيگنال بيانگر مكاني است كه هدف در آنجا قرار مي گيرد با مقايسه اين مكانها توسط اپراتور مي توان نحوه حركت را مشخص كرد . هنگامي كه آناليز حركت نسبي هدف انجام مي گيردبه يك مدل هندسي كه با تعيين شرايط محدود انجام مي پذيرد دست مي يابيم .
يكي ديگر از كاربردهاي سونارغير فعال انجام عملياتهاي جاسوسي مي باشد. در اينجا وجود تكنولوژي بالا از جمله فيلترهاي فركانس گزين و نيز دريافت كننده هاي حساس ضروري است . در نتيجه هزينه سيستمها سنگين مي شود بطور كلي اين آرايش در كشتيهاي گران قيمت جهت بهبود وضعيت تشخيص ( شناسايي آنها ) استفاده مي شود . زيردريايي هاي مجهز به سونارهاي غير فعال داراي اين قابليت هستند كه در زير لايه هاي حرارتي آب مخفي شده يا اينكه با پائين رفتن در جهت عمق دريا مي توانند سرعت خود را بهبود بخشند. البته متعاقبا نويزهاي توليد شده نيز افزايش مي يابد.
فيشرايزهاي اكوستيكي (Fisheries Acoustics)
اين فيشرايزها در سونارها جهت شناسايي توده هاي ماهي انجام مي پذيرد يك پالس درون آب ارسال شده وبا برخورد به اشياء مورد هدف سونار كه داراي چگالي متفاوتي نسبت به محيط اطراف خود هستند فرستاده مي شوند مانند ماهي كه صوتي را نسبت به منبع صوت پاسخ مي دهد در واقع يك عكس العمل اكوستيكي از خود بروز مي دهد اين پژواك حاوي اطلاعاتي از قبيل اندازه ماهيها و موقعيت و فراواني ميزان ماهي ها مي باشد . سخت افزارهاي كه براي اكوسوندر( echosounde) مورد نياز است جهت فعاليتهاي از قبيل فرستادن صدا، دريافت ، فيلترينگ ، آناليز كردن پژواك مورد استفاده قرار مي گيرد .
 كاربرد فيشرايزهاي اكوستيكي (Fisheries Applications )
ماهي گيري يكي ازصنايع مهم است كه با تقاضاي زيادي روبرو شده است اما ميزان صيد جهاني به علت عدم دسترسي به منابع و نيز محدوديت منابع مشكل شده است در نتيجه تقاضاي ناوگانهاي ماهي گيري جهت بكارگيري روشهاي مصنوعي جهت شكار با استفاده از وسايل الكترونيكي نظير سنسورها ، مولد صدا و سونارها افزايش يافته است . ماهي گيرها در طول تاريخ روشهاي متعدد و گوناگوني جهت بهره برداري كردن وصيد ماهي ها استفاده كرده اند. بنابراين وجود تكنولوژي هاي اكستيكي يكي از روشهاي بسيار موثر در ماهي گيري تجاري است .
عبور امواج صوتي ( انتشار امواج صوتي به علت تفاوت چگالي بين ماهي و آب متفاوت است اين تفاوت به ما اجازه شناسايي توده هاي ماهي را مي دهد تكنولوژي اكوستيك در زير دريا كابرد فراوان دارد زيرا امواج صوتي در آب به مراتب مسافت بيشتري را مي پيمايد . امروزه كشتيها و ناوهاي ماهي گيري فعاليت صيدي خود را به طور كامل بروي تكنولوژي اكوستيك ، سونارها و مولد هاي صدا متمركز كرده اند. امروزه از سونارهاي فعال جهت تعيين عمق آب و شناسايي وضعيت كف دريا استفاده مي گردد.
واژه نامه :
Acostic sounding : عمق سنجي آكوستيكي
استفاده از امواج صوتي براي تعيين سطح عمق آب ، از طريق ندازه گيري زمان لازم براي رفت و برگشت پالس صوتي .
Acoustic acoustic: بازتابش آكوستيكي .
Thermocline : دماشيب .
واسطي ميان آب سردتر و گرم تر اقيانوس ، كه امواج سونار درآنها طوري خم ميشوند كه زيردزيايي ها مي توانند با پنهان شدن زير اين واسط از آشكارشدن بگريزند .
Sonobouy , radio sonobouy : بويه صوتي ، بويه صوتي راديويي .
Chirp : چهچهه
  1. تغيير نامطلوب در بسامد حامل موج پيوسته در هنگام كليدزني آن .
  2. صداي شنيده شده در گيرنده رمز هنگامي كه بسامد حامل فرستنده به صورت خطي در مدت زمان پالس رمز افزايش ميابد .
گيرنده آكوستيكي و فرستنده راديويي نصب شده روي بويه ، مي توانند از هواپيما يا چتر پايين انداخته شوند تا صدا هاي زير آب زير دريايي ها رادريافت و آنها را به هواپيما ارسال كنند . براي رديابي زيردريايي ها تعداد زياده با الگوهايي كه داراي مكان هاي معلوم يا مشكوك به حضور زيردريايي انداخته مي شود كه هر بويه سيگنال قابل شناسليي خود را ارسال مي كند . سپس كامپيوتر هواپيما مكان زيردريايي را با مقايسه سيگنال هاي دريافت شده و تاخير زماني حاصل زا آن تعيين مي كند .
Fishery: شيلات ، حوضه ماهيگيري .
Hydrophone : آب صدا سنج ، آب آوا سنج .
Echo location : پژواك مكاني .
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 10:5  توسط ایوب جعفری  | 

بلوتوث چیست ؟

بلوتوث یک رشتـه خصوصیت بی سیم است که ارتباطات کوتاه برد بین وسایل مجهز به تراشه های کوچک و اختصاصی بلوتوث را تعریف می کند .

بلوتوث یک فناوری بی سیم کوتاه برد است که به تلفنهای همراه ، PDA ، کامپیوترها ، دستگاههای ضبط و پخش استریو ، لوازم خانگی ، اتومبیلها و همه وسایل دیگری که می توانید ارتباط آنها را با یکدیگر فکر کنید امکان ارتباط می دهد
● بلوتوث چیست ؟
به تازگی پس از یک سمینار عصرانه به خانه باز گشته اید ، Notebook تان در کیف تان قرار دارد Personal Digital Assistant خود را به کمر بسته اید و تلفن همراه تان در جیب جای دارد.
در سمینار امروز یادداشتهایی را در Notebook خود نوشته اید ، همین که به خانه می رسید و از کنار چاپگر جوهر افشان خود عبور می کنید Notebook ، چاپگر را پیدا می کند و به طور خودکار یادداشتهای سمینار را به چاپگر ارسال می کند و آنها روی کاغذ چاپ می شوند . درهمین حال ، PDA شما کامپیوتر رومیزی را تشخیص می دهد و درخواست می کند که دفتر تلفن و برنامه روزانه شما را Update شود . هم چنین همه پیامهای ایمیلی را که ارجهیت آنها را تعیین کرده اید درخواست می کند . همه این کارها در زمانی رخ می دهد که کت خود را در می آورید و برای نوشیدن یک نوشابه به طرف یخچال می روید . در عرض چند دقیقه ، تلفن همراه شما بوق می زند تا به شما اطلاع دهد که عملیات چاپ یادداشتها تمام شده است . به طرف چاپگر رفته و یادداشتها را می خوانید بلافاصله پس از آن PDA شما بوق می زند تا به شما بگوید که دفترچه تلفن و برنامه روزانه شما را Update کرده است و شما ایمیل جدید دارید .
به دنیای بلوتوث خوش آمدید :
بلوتوث یک فناوری بی سیم کوتاه برد است که به تلفنهای همراه ، PDA ، کامپیوترها ، دستگاههای ضبط و پخش استریو ، لوازم خانگی ، اتومبیلها و همه وسایل دیگری که می توانید ارتباط آنها را با یکدیگر فکر کنید امکان ارتباط می دهد .
● توضیح بلوتوث
بلوتوث یک رشتـه خصوصیت بی سیم است که ارتباطات کوتاه برد بین وسایل مجهز به تراشه های کوچک و اختصاصی بلوتوث را تعریف می کند . بلوتوث فقط کابلها را حذف نمی کند ، بلکه یک روش بی سیم برای وصل کردن کامپیوتر ها با همه وسایل همراه الکترونیکی فراهم می سازد و شبکه های کامپیوتری کوچک و خصوصی مشهور به PAN یا (Personal Area Network) یا شبکه شخصی را بوجود می آورد .
بلوتوث یک زبان مشترک بین وسایل مختلف می سازد که به آنها امکان می دهد که به آسانی با هم ارتباط برقرار کنند و بهم وصل شوند . وسایل مجهز به تراشه های بلوتوث حدود ۱۰ متر برد دارند و می توانند داده ها در سرعت ۷۲۰ کیلوبایت در ثانیه از طریق دیوار ها ، کیف ها و پوشاک انتقال دهند . هیجان انگیزتر آنکه اتصال دادن بین وسایل بلوتوث می تواند بدون دخالت مستقیم ما انجام بگیرد . وقتی دو وسیله مجهز به تراشه های بلوتوث نزدیک یکدیگر می رسند ، نرم افزار نهاده شده در تراشه های فرستنده / گیرنده (Server / Client) بلوتوث به طور خودکار یک ارتباط را برقرار می سازد و داده ها را نقل و انتقال می دهد .
با این همه برد کوتاه و سرعت محدود بلوتوث باعث شده است که برای شبکه های محلی (LAN) بی سیم مرسوم کمتر باشد، چون این شبکه های کامپیوتری معمولاً بیش از ۱۰ متری بلوتوث فاصله دارند و برد سرعتی آنها ۱۰ تا ۱۰۰ متر مگابایت در ثانیه است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 9:56  توسط ایوب جعفری  |